تبلیغات
تبلیغات
تبلیغات تبلیغات مذهبی3 - ماجرای گاو بنی اسرائیل
 
مذهبی3
درباره وبلاگ


با سلام خدمت تمامی کاربران
در این وب مطالب زیبا و مذهبی گذاشته می شود که شما می توانید از این مطالب زیبا و پر محتوا استفاده کنید.خواهشمند است که برای هر چه بهتر شدن این وب انتقادات و پیشنهادات خود را به اطلاع ما برسانید.

***************************
جمعه یعنی شوق،یعنی انتظار جمـعــه یعنـی طاق ابروی نـگار

جــمـعه یـعنـی غـروب غصه دار جمعه یعنی مهدی چشم انتظار

جمـعه هــا بر ما دعا دارد حبیب
در قــنــوتش یاد ما دارد حبـیــب

كـاش روزی بـه دست دلـبـــــرم ســـایه پـرچم بیفــتـد بــر سرم

***************************
با تشکر از تمامی کاربران عزیزی که به ویلاگ ما سر زدند. من بار دیگه تأکید می کنم که برای هر چه بهتر شدن مطالب و جزئیات این وب انتقادات و پیشنهادات خود را به اطلاع ما برسانید.

مدیر وب : بین الحرمین
ختم صلوات
شما چند صلوات برای سلامتی امام زمان (عج) و ظهور آن حضرت می فرستید؟









تبادل بنر

تبلیغات

تبلیغات

ماجرای گاو بنی اسرائیل   :

این داستان تنها یكبار در قرآن ذكر شده ، بعلاوه نكات آموزنده فراوانی در آن وجود دارد از جمله : بهانه جوئی شدید بنی اسرائیل در سراسر این داستان نمایان است ، و نیز درجه ایمان آنان را به گفتار موسی مشخص میكند و از همه مهمتر اینكه گواه زنده ای است بر امكان رستاخیز. ماجرا ( آنگونه كه از قرآن و تفاسیر بر می آید ) چنین بود كه یك نفر از بنی اسرائیل به طرز مرموزی كشته می شود ، در حالی كه قاتل به هیچوجه معلوم نیست. در میان قبائل و اسباط بنی اسرائیل نزاع درگیر می شود ، هر یك آن را به طایفه و افراد قبیله دیگر نسبت می دهد و خویش را تبرئه می كند داوری را برای فصل خصومت نزد موسی می برند و حل مشكل را از او خواستار می شوند ، و چون از طرق عادی حل این قضیه ممكن نبود ، و از طرفی ادامه این كشمكش ممكن بود منجر به فتنه عظیمی در میان بنی اسرائیل گردد ، موسی با استمداد از لطف پروردگار از طریق اعجاز آمیزی به حل این مشكل چنانكه در تفسیر آیات می خوانید می پردازد.  

كه موسی به قوم خود گفت باید گاوی را سر ببرید سپس قسمتی از گاو را به مقتول بزنید ( تا زنده شود و قاتل خود را معرفی كند ) ،آنها از روی تعجب گفتند : آیا ما را به مسخره گرفته ای ؟ !

موسی در پاسخ آنان گفت : به خدا پناه می برم كه از جاهلان باشم .یعنی استهزا نمودن و مسخره كردن ، كار افراد نادان و جاهل است ، و پیامبر خدا هرگز چنین نیست . پس از آنكه آنها اطمینان پیدا كردند استهزائی در كار نیست و مساله جدی می باشد گفتند : اكنون كه چنین است از پروردگارت بخواه برای ما مشخص كند كه این چگونه گاوی باید باشد ؟ !

به هر حال ، موسی (علیه السلام) در پاسخ آنها گفت : خداوند می فرماید باید ماده گاوی باشد كه نه پیر و از كار افتاده و نه بكر و جوان بلكه میان این دو باشدو برای اینكه آنها بیش از این مساله را كش ندهند ، و با بهانه تراشی فرمان خدا را به تاخیر نیندازند در پایان سخن خود اضافه كرد : آنچه به شما دستور داده شده است انجام دهید ولی باز آنها دست از پرگوئی و لجاجت بر نداشتند و گفتند : از پروردگارت بخواه كه برای ما روشن كند كه رنگ آن باید چگونه باشد ؟ ! موسی (علیه السلام) در پاسخ گفت : خدا می فرماید : گاو ماده ای باشد زرد یكدست كه رنگ آن بینندگان را شاد و مسرور سازد خلاصه این گاو باید كاملا خوشرنگ و درخشنده باشد ، آنچنان زیبا كه بینندگان را به اعجاب وادارد . و عجب این است كه باز هم به این مقدار اكتفا نكردند و هر بار با بهانه جوئی كار خود را مشكلتر ساخته ، و دایره وجود چنان گاوی را تنگتر نمودند. باز گفتند از پروردگارت بخواه برای ما روشن كند این چگونه گاوی باید باشد ؟ چرا كه این گاو برای ما مبهم شده و اگر خدا بخواهد ما هدایت خواهیم شد .مجددا موسی گفت : خدا می فرماید : گاوی باشد كه برای شخم زدن ، رام نشده ، و برای زراعت آبكشی نكند و از هر عیبی بر كنار باشد و حتی هیچگونه رنگ دیگری در آن نباشد در اینجا كه گویا سؤال دیگری برای مطرح كردن نداشتند گفتند حالا حق مطلب را ادا كردی ! سپس گاو را با هر زحمتی بود به دست آوردند و آن را سر بریدند سپس گفت قسمتی از گاو را به مقتول بزنید ( تا زنده شود و قاتل خود را معرفی كند )

پرسشهای فراوان و بیجا  

بدون شك سؤال كلید حل مشكلات و بر طرف ساختن جهل و نادانی است ، اما مانند هر چیز اگر از حد و معیار خود تجاوز كند ، و یا بی مورد انجام گیرد ،دلیل انحراف و موجب زیان است ، همانگونه كه نمونه اش را در این داستان مشاهده كردیم   .

بنی اسرائیل مامور بودند گاوی را ذبح كنند ، بدون شك اگر قید و شرط خاصی می داشت تاخیر بیان از وقت حاجت ممكن نبود ، و خداوند حكیم در همان لحظه كه به آنها امر كرد بیان می فرمود ، بنابر این وظیفه آنها در این زمینه قید و شرطی نداشته ، و لذا بقره به صورت نكره در اینجا ذكر شده است . ولی آنها بی اعتنا به این اصل مسلم ، شروع به سؤالات گوناگون كردند ، شاید برای اینكه می خواستند حقیقت ، لوث گردد و قاتل معلوم نشود ، و این اختلاف همچنان میان بنی اسرائیل ادامه یابد ، از لااقل گروهی از آنها قاتل را می شناختند ، و از اصل جریان مطلع بودند ، و شاید این قتل بر طبق توطئه قبلی میان آنها صورت گرفته بود اما كتمان می كردند ، زیرا در آیه می خوانیم : و الله مخرج ما كنتم تكتمون : خداوند آنچه را شما پنهان می دارید آشكار و بر ملا می سازد . در روایتی از امام علی بن موسی الرضا (علیهماالسلام) چنین آمده اگر آنها در همان آغاز ، هر ماده گاوی انتخاب كرده و سر بریده بودند كافی بود ، و لكن شدوا فشدد الله علیهم : آنها سختگیری كردند خداوند هم بر آنها سخت گرفت   .

انگیزه قتل چه بود ؟  

آنچنانكه از تواریخ و تفاسیر استفاده می شود انگیزه قتل در ماجرای بنی اسرائیل را مال و یا مساله ازدواج دانسته اند  .

بعضی از مفسران معتقدند یكی از ثروتمندان بنی اسرائیل كه ثروتی فراوان داشت و وارثی جز پسر عموی خویش نداشت ، عمر طولانی كرد ، پسر عمو هر چه انتظار كشید عموی پیرش از دنیا برود و اموال او را از طریق ارث تصاحب كند ، ممكن نشد ، لذا تصمیم گرفت او را از پای در آورد . بالاخره پنهانی او را كشت و جسدش را در میان جاده افكند ، سپس بنای ناله و فریاد را گذاشت و به محضر موسی (علیه السلام) شكایت آورد كه عموی مرا كشته اند ! بعضی دیگر از مفسران گفته اند كه انگیزه قتل این بوده است كه قاتل عموی خویش تقاضای ازدواج با دخترش را نمود به او پاسخ رد داده شد و دختر را با جوانی از پاكان و نیكان بنی اسرائیل همسر ساختند ، پسر عموی شكست خورده دست به كشتن پدر دختر زد ، سپس شكایت به موسی (علیه السلام) كرد كه عمویم كشته شده قاتلش را پیدا كنید ! به هر حال ممكن است در این آیه اشاره به این حقیقت نیز باشد كه سرچشمه مفاسد ، قتلها و جنایات غالبا دو موضوع است : ثروت و بی بندوباریهای جنسی .

نكات آموزنده این داستان

نیكی به پدر

مفسران در اینجا یادآور می شوند كه این گاو در آن محیط منحصر به فرد بوده است و بنی اسرائیل آن را به قیمت بسیار گزافی خریدند . می گویند صاحب این گاو مرد نیكوكاری بود و نسبت به پدر خویش احترام فراوان قائل می شد ، در یكی از روزها كه پدرش در خواب بود معامله پر سودی برای او پیش آمد ، ولی او به خاطر اینكه پدرش ناراحت نشود ، حاضر نشد وی را بیدار سازد و كلید صندوق را از او بگیرد ، در نتیجه از معامله صرفنظر كرد . و به قول بعضی از مفسران فروشنده حاضر می شود آن جنس را به هفتاد هزار بفروشد به این شرط كه نقد بپردازد ، و پرداختن پول نقد منوط به این بوده است كه پدر را بیدار كند و كلید صندوقها را از او بگیرد ، ولی جوان مزبور حاضر می گردد كه به هشتاد هزار بخرد ولی پول را پس از بیداری پدر بپردازد ! بالاخره معامله انجام نشد .

خداوند به جبران این گذشت جوان معامله پرسود بالا را برای او فراهم می سازد .بعضی از مفسران نیز می گویند : پدر پس از بیدار شدن از ماجرا آگاه می شود و گاو مزبور را به پاداش این عمل به پسر خود می بخشد كه سر انجام آن سود فراوان را برای او به بار می آورد . پیامبر اسلام در این مورد می فرماید : انظروا الی البر ما بلغ باهله : نیكی را بنگرید كه با نیكو كار چه می كند ؟ ! .

نوع مطلب :
برچسب ها :





آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تبادل لینک با: 21 سایت
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :
  • رتبه در گوگل :
    پیج رنک گوگل
وصیتنامه شهداء

معرفی وبلاگ به دوستان
نام شما :
ایمیل شما :
نام دوست شما:
ایمیل دوست شما:

خبرنامه

نام کاربری خود را وارد کنید:
ایمیل خود را وارد کنید:


مترجم
پشتیبانی
لوگوی ما
تبادل بنر
تبلیغات

تبلیغات