تبلیغات
تبلیغات
تبلیغات تبلیغات مذهبی3 - گناه شناسی
 
مذهبی3
درباره وبلاگ


با سلام خدمت تمامی کاربران
در این وب مطالب زیبا و مذهبی گذاشته می شود که شما می توانید از این مطالب زیبا و پر محتوا استفاده کنید.خواهشمند است که برای هر چه بهتر شدن این وب انتقادات و پیشنهادات خود را به اطلاع ما برسانید.

***************************
جمعه یعنی شوق،یعنی انتظار جمـعــه یعنـی طاق ابروی نـگار

جــمـعه یـعنـی غـروب غصه دار جمعه یعنی مهدی چشم انتظار

جمـعه هــا بر ما دعا دارد حبیب
در قــنــوتش یاد ما دارد حبـیــب

كـاش روزی بـه دست دلـبـــــرم ســـایه پـرچم بیفــتـد بــر سرم

***************************
با تشکر از تمامی کاربران عزیزی که به ویلاگ ما سر زدند. من بار دیگه تأکید می کنم که برای هر چه بهتر شدن مطالب و جزئیات این وب انتقادات و پیشنهادات خود را به اطلاع ما برسانید.

مدیر وب : بین الحرمین
ختم صلوات
شما چند صلوات برای سلامتی امام زمان (عج) و ظهور آن حضرت می فرستید؟









تبادل بنر

تبلیغات

تبلیغات

یکشنبه 12 تیر 1390

آیا نهی از منكر، زدن و بستن است؟

متأسفانه در میان ما، امر به معروف و نهی از منکر دو وسیله بیشتر ندارد: 1ـ گفتن. 2ـ زدن!

در حالی كه امر و نهی سه وسیله دارد: 1ـ قلب 2ـ زبان 3ـ عمل.

قلب: یعنی اخلاص و حسن نیت و علاقه به سرنوشت مسلمانان.

زبان: این هم فقط در گفتن خلاصه نمی‏شود؛ بلكه با موعظه، حكمت و جدال حسن بسامان می‏گردد.

عمل: فقهای ما گفته‏اند مراد از عمل، را معلوم کرده اند: قال الصادق(ع): «كُونُوا دُعَاةً لِلنَّاسِ بِغَیْرِ أَلْسِنَتِكُمْ [كافی، ج2، ص78]» ؛ یعنی با عمل نیک خود، مردم را به معروف دعوت و از منكر باز دارید. پس مرحله عمل، فقط "زدن" و "بگیر و ببند" نیست. متأسفانه ـ بر خلاف این حدیث ـ ما از "زبان خود" و "گوش مردم" بیش از اندازه انتظار داریم و این غلط است. «مرحوم صاحب جواهر» می‏نویسد: از بالاترین مصادیق امر به معروف بخصوص برای رؤسای دین، عمل كردن خود آنها به احكام و اخلاق حسنه است.

معروف یعنی عامل پیش‏برنده؛ منكر هم یعنی عامل بازدارنده. درخت اگر با برنامه تربیت شود، یعنی نور و طراوت و آب و خاك مناسب داشته باشد و ضمنا باعوامل بازدارنده آن مبارزه شود، امید به رشد و ثمربخشی آن می‏رود ؛ والا ...

وقتی شیطان وسایل خود را حراج کرد:

ناقلان اخبار و راوایان آثار و طوطیان شکرشکن شیرین‏گفتار ، در میان افسانه‌ها، این چنین آورده‏اند که:

روزی شیطان همه جا جار زد كه قصد دارد از كار خود دست بكشد و چون برای سفر به ینگه‏دنیا با کمبود نقدینگی مواجه است قصد دارد وسایلش را با تخفیف مناسب به فروش بگذارد.

این خبر بسرعت دهان به دهان، موبایل به موبایل، اس‏ام‏اس به اس‏ام‏اس، خبرگزاری به خبرگزاری و  وبلاگ به وبلاگ منتشر شد و تیتر اول روزنامه‏ها را به خود اختصاص داد.

بالاخره در حالی که طاقت مجموعه‏بازان و کلکسیون‏داران و عتیقه‏فروشان طاق شده بود، روز حراج فرا رسید و ابلیس ابزارهای خود را با زرق و برق فراوان و به شكل چشمگیری به نمایش گذاشت.

این وسایل شامل "خودپرستی"، "دروغ"، "شهوت"، "نفرت"، "تهمت"، "غیبت"، "خشم"، "آز"، "حسادت"، "قدرت‌طلبی" و دیگر شرارت‌ها بود.

حراج شروع شد و چوب حراج به هر یک از وسایل که خورد به قیمت خوبی فروش رفت!

اما در میان آنها، یك وسیله كه بسیار كهنه و قدیمی بود، قیمت بالایی داشت و شیطان حاضر نبود آن را ارزان بفروشد. چک و چونه هم فایده‏ای نداشت.

بالاخره یکی از شرکت‏کنندگان در حراج از او پرسید: «چرا این وسیله اینقدر گرانقیمت است»؟

شیطان پاسخ داد: «چون مؤثرترین وسیله من است».

مجری حراج در حالی که از تعجب چکش حراج را می‏جوید پرسید: «یعنی از دروغ و خیانت هم مؤثرتر است»؟

یکی از شرکت‏کنندگان با بی‏صبری پرسید: «نام این وسیله چیست»؟

ابلیس بادی به غبغب انداخت و گفت: «نام آن ناامیدی و افسردگی ا‌ست. هرگاه سایر ابزارم بی‌اثر می‌شوند، فقط با این وسیله می‌توانم در قلب انسان‌ها رخنه كنم و كاری را به انجام برسانم. اگر فقط موفق شوم كسی را به احساس نومیدی، دلسردی و اندوه وا دارم، می‌توانم به او هر چه می‌خواهم دستور بدهم، و او بلافاصله و بی‏چون چرا انجام بدهد. ».

آن مرد با حیرت گفت: «چرا اینقدر کهنه است»؟

شیطان با لبخندی مرموز پاسخ داد: «من این وسیله را در مورد تمامی انسان‌ها به كار برده‌ام و در بسیاری مواقع نتیجه گرفته‏ام؛ به همین دلیل این قدر كهنه است. بله، این وسیله کهنه است ولی ناکارآمد نیست».

در مذمت غیبت:

آنقدر خودش را زد تا مادرش توبه کرد

از «مرحوم آیة الله حاج شیخ غلامرضا یزدى» نقل شده است که: مادرش از کسی غیبت کرده بود. ایشان به مادرش مى گوید: «توبه كن» ؛ ولی مادر توجه نمى‏كند. آن مرد بزرگ شروع مى‏كند به زدن خود، و به مادر مى‏گوید: «تا توبه نكنى همینطور خودم را می‏زنم!» مادر که این وضع را می‏بیند دلش به حال او مى‏سوزد و برای اینکه وی بیشتر از این خودش را نزند توبه مى‏کند.

در اینجا این سؤال پیش می‏آید که: چرا حاج شیخ از مادر تقاضاى توبه كرد؟ و چه چیز او را وادار نمود كه خودش را بزند تا مادرش توبه كند؟!

پاسخ این است که: چون آن عالِم ربانی به مرحله یقین نسبت به خدا و اولیاء او و نیز روز حساب و قیامت رسیده بود گویا مى‏دید که مادرش را به خاطر مخالفت با دستور الهى در جهنم عذاب می‏كنند. محبت زیاد او به مادر، او را این چنین منقلب مى‏كند که برای نجات او از آتش جهنم به آن روش متوسل شود.

نتیجه دیگری که از این داستان می‏گیریم این است که چون در هر لحظه‏اى مرگ براى افراد امكان‏پذیر است و ممکن است هر آن، فرشته مرگ ما را دریابد، شخص عاقل باید آنچه دوست دارد كه در وقت ملاقات مرگ دارا باشد و با آن حالت به ملاقات خداوند مهربان رود نصب‏العین خویش قرار دهد و آن را كسب كند؛ و نیز آنچه دوست ندارد که خداوند وی را با آن ببیند، هر چه زودتر با توبه و کفاره، از خود دور کند.



نوع مطلب :
برچسب ها :





آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تبادل لینک با: 21 سایت
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :
  • رتبه در گوگل :
    پیج رنک گوگل
وصیتنامه شهداء

معرفی وبلاگ به دوستان
نام شما :
ایمیل شما :
نام دوست شما:
ایمیل دوست شما:

خبرنامه

نام کاربری خود را وارد کنید:
ایمیل خود را وارد کنید:


مترجم
پشتیبانی
لوگوی ما
تبادل بنر
تبلیغات

تبلیغات